Skip to content
حساب کاربری من
علاقه مندی ها
Facebook
Twitter
Youtube
Instagram
Pinterest
جستجو کردن
جستجو کردن
ریال
0
0
سبد خرید
صفحه اصلی
خانه – orchid
فروشگاه
کتاب
دانلود فایل
فیلم، سریال، انیمیشن
فیلم
سریال
محصولات
الکترونیکی
مبلمان
سلامتی و تناسب اندام
کیف
فوتبال
ورزشی
لباس مردانه
اکانت من
اکانت
تسویه حساب
سبد خرید
وبلاگ
حساب کاربری
ثبت نام
ورود
حمایت مالی
تماس با ما
دانلود ها
استعلام بدهی قبوض
فهرست
صفحه اصلی
خانه – orchid
فروشگاه
کتاب
دانلود فایل
فیلم، سریال، انیمیشن
فیلم
سریال
محصولات
الکترونیکی
مبلمان
سلامتی و تناسب اندام
کیف
فوتبال
ورزشی
لباس مردانه
اکانت من
اکانت
تسویه حساب
سبد خرید
وبلاگ
حساب کاربری
ثبت نام
ورود
حمایت مالی
تماس با ما
دانلود ها
استعلام بدهی قبوض
دو امیرزاده در مصر بودند. یکی علم آموخت و دیگر مال اندوخت. عاقبة الاَمر آن یکی علاّمه عصر گشت و این یکی عزیز مصر شد.
پس این توانگر به چشم حقارت در فقیه نظر کردی و گفتی: من به سلطنت رسیدم و این همچنان در مسکنت بمانده است.
گفت: ای برادر! شکر نعمت باری عزّ اسمه همچنان افزونتر است بر من که میراث پیغمبران یافتم یعنی علم و تو را میراث فرعون و هامان رسید یعنی ملک مصر.
من آن مورم که در پایم بمالند
نه زنبورم که از دستم بنالند
کجا خود شکر این نعمت گزارم
که زور مردم آزاری ندارم
0
0
رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
وارد شدن
اطلاع از
نظرات جدید دنبال شده
پاسخ جدید به دیدگاه های من
Label
{}
[+]
اسم*
ایمیل*
آدرس سایت
Label
{}
[+]
اسم*
ایمیل*
آدرس سایت
0
نظرات
قدیمیترین
تازهترین
بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
wpDiscuz
0
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.
x
(
)
x
|
پاسخ
Insert
X