عالم ز برایت آفریدم…
علم ز برایت آفریدم عالم ز برایت آفریدم، گله کردی از روح خودم در تو دمیدم، گله کردی گفتم که ملائک همه سرباز تو باشند صد ناز بکردی و خریدم، گله کردی جان …
Skip to content
علم ز برایت آفریدم عالم ز برایت آفریدم، گله کردی از روح خودم در تو دمیدم، گله کردی گفتم که ملائک همه سرباز تو باشند صد ناز بکردی و خریدم، گله کردی جان …
سرعت زمان متنفرم از زمان با اين سرعتي که دارد چگونه خود را به درخت برسانم آفتاب خيلي داغ است ابري هم در آسمان نيست در کوير زندگي و پاي پياده! شعری از …
رقیب سختترين لحظهدر ذهنمدر عاشقي با توشايدپاي کسي در ميان استکه حتي لحظهايجوابم نميدهي! شعری از علی رضا ایمانی فر ناشر خادم الرضا(ع) کتاب پیاده تا ماه بیدارم
گذشته نزدیک فانوسي آويزان به سقف خانهدر بالکنديوارهاي کاهگليتنورگلي روشننان در کنار آتشآرامشي شيريندر خاطرات جاماندند! شعری از علی رضا ایمانیفر ناشر: خادم الرضا(ع) کتاب پیاده تا ماه بیدارم
ماه سنگدل قلبم براي تو ميتپددر زاد روز تولد توحتي نگاهم نميکنيصدايم نميکنيماه اينقدر سنگدلشايد فقطعاشق زمين استکه دورش ميچرخد! شعری از علیرضا ایمانی فر کتاب پیاده تا ماه بیدارم ناشر خادم الرضاء(ع)
بینظیر «برای آروشا» هر روز را به نظارهات مینشینم تا فرا رسیدن نه ماهگی زیبایی با تو معنا میگیرد آنگاه که میخندی جهانام در آرزویت شکوفا میشود! شعری از : علیرضا ایمانی فر …